آگاهی انسان، مغز و اعصابو روانشناسی مدرنعلم از زمان وجود بشر سعی در رمزگشایی فرآیندهای فکری در اعماق ذهن داشته است. تا به امروز، اکثر مردم هنگام تصمیم گیری، برنامه ریزی یا واکنش به استرس های زندگی روزمره، آن صدای آشنا را در ذهن خود می شنوند. به “صدای درون” (مونلوگ درونی)او فرض کرد که همه آن را دارند. با این حال، تجزیه و تحلیل های علمی جدید که بازتاب گسترده ای در سیستم عامل های دیجیتال و در دنیای پزشکی داشته است، این پارادایم تثبیت شده را کاملاً از بین برده است. تحقیقات نشان داده است که برخی افراد راوی متشکل از کلمات در ذهن خود ندارند و این یک نقص عصبی نیست، بلکه یک معماری شناختی کاملاً متفاوت است.
واقعیتی فراتر از فرهنگ محبوب: آیا «دکستر» فقط یک مجموعه سریال است؟
وقتی به صورت مفهومی بررسی می شود، تک گویی درونی. این یک کنش گفتاری خاموش است که فرد آن را به دنیای بیرون منعکس نمی کند، بلکه آگاهانه در ذهن خود انجام می دهد. برای مثال، کارمندی که درست زمانی که میخواهد محل کار را ترک کند، توسط مدیرش یک وظیفه اضافی به او محول میکند، ممکن است از بیرون بگوید «البته رئیس، من فوراً علاقهمندم»، در حالی که در درون خود نسبت به وضعیت شورش میکند و از جملات تند استفاده میکند. افراد بدون صدای درونی بیان می کنند که در این مرحله موذیانه هیچ کلمه یا جمله ای نمی سازند، فقط یک “احساس ناامیدی یا ناراحتی” انتزاعی را احساس می کنند، اما با صدای خود در ذهن خود گفتگو نمی کنند.
آناتومی صحبت ذهنی
راسل هورلبرت، پروفسور مشهور روانشناسی جهان، که به منظور روشن کردن پیشینه علمی این موضوع به روزنامه گاردین، یکی از نشریات معتبر، بیانیه ای ارائه کرد، تأکید کرد که مفهوم تک گویی درونی آنقدر پیچیده است که نمی توان آن را به معادله دوتایی «بله یا نه» تقلیل داد. پروفسور دکتر طبق مطالعات آزمایشگاهی انجام شده توسط Hurlburt، بشریت طیف وسیعی را از نظر تمایلات گفتاری ذهنی در بر می گیرد.
مدلهای نقشهبرداری ذهنی که در نتیجه تحلیل بالینی ایجاد شدهاند، گونهشناسیهای انسانی را بهصورت زیر دستهبندی میکنند: در حالی که اقلیتی کوچک از جامعه با ترافیک بیوقفه کلمات در سرشان زندگی میکنند (گفتگوی درونی مزمن) که حتی برای چند ثانیه متوقف نمیشود، اکثریت تنها زمانی که به آن نیاز دارند یا زمانی که عمیقاً در فکر هستند، صدای درونی خود را فعال میکنند. با این حال، بارزترین گروه، جمعیت ساکت هستند که هرگز به ساختار، کلمه یا جمله زبانی فکر نمی کنند. این افراد جهان را نه با کلمات می آفرینند. آنها از طریق تصاویر، مفاهیم ناب، یا سیگنال های عاطفی مستقیم، درک و پردازش می کنند.
مغزهای چند زبانه و تفکر بصری: تنوع تکاملی در ادراک
روانشناسان عصبی اظهار می دارند که فقدان صدای درونی یک عقب ماندگی ذهنی یا یک ضعف بیمارگونه نیست، بلکه یک تنوع تکاملی (تنوع عصبی) در نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز است. این پرسش که افرادی که بیش از یک زبان را روان صحبت می کنند به کدام زبان به طور موازی با این مکانیسم فکر می کنند. با ترجمه مستقیم مفاهیم به نمادهای بصری، برخی از افراد از دست و پا گیر بودن کلمات خلاص می شوند و می توانند مکانیسم های تصمیم گیری بسیار سریع تری ایجاد کنند.
وجود صدا در داخل سر روشی است که فرد خودآگاهی خود را مدیریت و هدایت می کند، کاملاً متفاوت از یک رادیو یا زمزمه خارجی که از بیرون می آید. این سیستم که در حوزههای گستردهای کار میکند، از برنامهریزی برای صرف شام گرفته تا واکنش داخلی به یک مسافر بیاحترامی در اتوبوس، در سکوت از طریق یک شبکه عصبی کاملاً متفاوت در افرادی که صدای درونی ندارند، اجرا میشود. دانشمندان تاکید می کنند که کشف کامل این لایه های موذیانه و جذاب ذهن انسان نقطه عطفی در توسعه الگوریتم های تفکر مدل های هوش مصنوعی و روش های روان درمانی شخصی در آینده خواهد بود.
