
عباراتی مانند “برو به مادرت بگو” یا “بهتر است اگر با پدرت صحبت کنی” جزء معمولی زندگی روزمره در بسیاری از خانواده ها محسوب می شود. با این حال، کارشناسان روانشناسی تاکید می کنند که کشیده شدن کودکان به شبکه ارتباطی یا درگیری های ریشه ای بین مادر و پدر بسیار خطرناک است. تحقیقات علمی نشان میدهد که وقتی کودکان در دنیای بزرگسالان بخشی از این تنشها میشوند، احساس میکنند که بین دو آتش گیر کردهاند و این بار احساسی ایجاد میکند که تحمل آن در دنیای آنها غیرممکن است.
خطر گاهی با یک جمله بی گناه شروع می شود
کشیده شدن بچه ها به وسط رابطه مادر و پدر همیشه در دعواهای بزرگ و پر سر و صدا اتفاق نمی افتد. گاهی اوقات والدین پیام هایی را می رسانند که نمی توانند از طریق کودک به یکدیگر بگویند، یک طرف با گلایه از فرزند خود رنجش خود را نسبت به دیگری ابراز می کند یا مانند بزرگسالان از آنها انتظار حمایت دارند که این نیز زمینه را برای این روند فراهم می کند. در این پویایی خانواده که در ادبیات به عنوان «مثلث بندی» تعریف می شود، کودک ناآگاهانه شروع به پر کردن شکاف رابطه بین دو بزرگسال می کند و نقش داور یا میانجی را بر عهده می گیرد که مناسب سن او نیست.
کودکان تضادهای وفاداری و احساس گناه را تجربه می کنند
طبق نظر رایج کارشناسان، ابتدایی ترین ماهیت کودک این است که پدر و مادر خود را به طور یکسان و همزمان دوست داشته باشد. وقتی تنش بین والدین مانند یک کار در برابر کودک قرار می گیرد، کودک می پرسد: “از چه کسی حمایت کنم؟” او با این سوال تنها می ماند. تحقیقات نشان می دهد که کودکان در چنین تله ای اختلال اضطراب شدید، احساس گناه عمیق و تضاد شدید وفاداری را تجربه می کنند. برای اینکه یکی از دو نفری را که دوست دارد از دست ندهد، کودک می تواند با عقب راندن کامل حقایق، احساسات و دوران کودکی خود، ماموریت تضمین آرامش در خانه را بر عهده بگیرد.
بار عاطفی بزرگسالان بر دوش کودکان سنگینی می کند
در دوره های سخت زندگی، برخی از والدین ممکن است ناآگاهانه فرزندان خود را محرمانه ببینند تا خلاء درونی خود را پر کنند. بحران های مالی، مشکلات زناشویی یا رنجش در اقوام را می توان با سهل انگاری در مقابل کودکان مورد بحث قرار داد. کارشناسان یادآوری می کنند که کودکان ذاتاً نیازمند حمایت والدین هستند و برعکس مسئولیتی در قبال تحمل بار عاطفی و استرس بزرگسالان ندارند. کودکی که سعی می کند به فردی که دوستش دارد دلداری دهد، نمی تواند فرآیندهای رشد خود را به شیوه ای سالم مدیریت کند.
بچه ها مجبور نیستند روابط والدین را مدیریت کنند
برای اینکه فرزندان به عنوان افرادی سالم و با اعتماد به نفس رشد کنند، لازم نیست والدین در مورد هر موضوعی توافق کامل داشته باشند. نکته کلیدی واقعی اینجاست؛ بزرگسالان می توانند مسئولیت کامل روابط و مشکلات خود را بر عهده بگیرند و کودکان را از این دایره دور نگه دارند. تحقیقات ثابت میکند که کودکان در خانههای امنی که احساس نمیکنند طرف یا مقصر درگیری بین والدینشان هستند، بسیار آرامتر بزرگ میشوند. کارشناسان بیان میکنند که ارتباطات درون خانواده باید مستقیم باشد و توصیه میکنند که والدین از جملات مرزی واضح مانند موارد زیر استفاده کنند:

İlk yorum yapan olun